ستاره دیگر سوسو نمیزند !!!
عاشقانه هایم ... گفته هایم ... دلتنگی هایم !
آخر تو از من و دلم بریدی ! تو که عاشقم بودی ... تو که ماهم بودی ... آسمونم بودی ... دلم بودی ... قرار به همراهی بود ... تا هم نداشت ... سپردیم به زمان ... حالا ، تو رفیق نیمه راه ، دستمو وسط جاده رها کردی ... من سر عهد و قرار ، موندم که شاید بین راه از ترس تنهایی بیای ... دوباره دستات رو بگیرم توی دستم ! انگشتات رو قفل کنی تو انگشتام ! باز باهم بریم ... بقیه راهو !!! یادته ، من و تو چی میخواستیم؟! بهش رسیدیم ! خوشبخت بودیم ! خیلی ... من هنوز هم خوشبختم ! چون خیالت ، دلت ، عشقت ، مال منه ! همیشه هر زمان ! میدونم ! مطمئنم ! خودت گفتی ... برام خوندی ! تو ماندگاری در دلم ، میدانمت ، میدانمت !
نوشته شده در Thu 2 Jul 2009ساعت
7:18 PM توسط ستاره خاموش !| |
| Design By : Night Skin |


