ستاره دیگر سوسو نمیزند !!!
عاشقانه هایم ... گفته هایم ... دلتنگی هایم !
جان تو ، جان او جانم قربان او ای رقیب ، ای دشمن من دشمن جان و تن من برده ای زیبای ما را خود گرفتی جای ما را لعل لب او نوش تو یغمای عقل و هوش تو راز وفاداری چو من میخواند او در گوش تو جان تو ، جان او جانم قربان او میخواهم از خدایم که سر نهم به پایش فنا شوم برایش جان تو ، جان او جانم قربان او او بلای جان من بود یار و هم پیمان من بود از برم او را ربودی در کنار او غنودی من رفتم و تو آمدی آتش به جان من زدی تا بر سر پیمان بود هرگز نکن با او بدی جان تو ، جان او جانم قربان او از عشق او تو مستی برش کنون که هستی دل مرا شکستی جان تو ، جان او جانم قربان او
| :قالبساز: :بهاربیست: |



