تبليغاتX
ستاره دیگر سوسو نمیزند !!!


ستاره دیگر سوسو نمیزند !!!

عاشقانه هایم ... گفته هایم ... دلتنگی هایم !

جان تو ، جان او

جانم قربان او

 

ای رقیب ، ای دشمن من

دشمن جان و تن من

 

برده ای زیبای ما را

خود گرفتی جای ما را

 

لعل لب او نوش تو

یغمای عقل و هوش تو

 

راز وفاداری چو من

میخواند او در گوش تو

 

جان تو ، جان او

جانم قربان او

 

میخواهم از خدایم

که سر نهم به پایش

فنا شوم برایش

 

جان تو ، جان او

جانم قربان او

 

او بلای جان من بود

یار و هم پیمان من بود

از برم او را ربودی

در کنار او غنودی

 

من رفتم و تو آمدی

آتش به جان من زدی

تا بر سر پیمان بود

هرگز نکن با او بدی

 

جان تو ، جان او

جانم قربان او

 

از عشق او تو مستی

برش کنون که هستی

دل مرا شکستی

 

جان تو ، جان او

جانم قربان او

 

نوشته شده در Tue 22 Apr 2008ساعت 5:47 PM توسط ستاره خاموش !| |


Design By : Night Skin