ستاره دیگر سوسو نمیزند !!!
عاشقانه هایم ... گفته هایم ... دلتنگی هایم !
چه غریب ماندی ای دل ... !!! دلگیرم ازین رسم دل آزاری او ... آروم و پریشونم ... تو میفهمی یعنی چی؟ آخه من هیچی ازین حال خودم نمیفهمم ... !!! روزی تنها در اوج بودم ... و البته هنوز هم در اوجم ... اوج عشق ... ولی پر پرواز اوجم رو میبخشم ... به کسی که میخواد به اوج برسه ... و من از این پایین نگاهش میکنم ... و افتخار میکنم به اوج رسیدنش را من کم کم به زمین مینشینم ... تا او به اوج برسد ... عشق من بدرقه راهش دعای عاشقانه ام برای اوج گرفتنش ... و تو که تا امروز همراه من بودی ... برای به اوج رسیدن او هم دعا کن ... و عشق را دعا کنید ... دعایمان کنیـــــــــــــــــــــد عاشقانه میگویم ... عزیزم ... پر پرواز من مال تو ... عشقم ... پر پرواز تنهاییهایم مال تو ... و من نظاره گر اوج تو خواهم بود ... نگاه میکنم ... که به اوج میرسی ... خدای عاشقان همراه و همدلت عشق من ... به اوج رسیدی به یادت بیاور روزی کسی پر پروازش را به تو بخشیده بود ... و خودش سر به آسمان دارد که تو را ببیند در همان اوجی که آرزویش بود ... به زمین برمیگردم من ... ولی شاد چون پرهایم را به تو سپردم که به اوج برسی ... دوستت دارم عشق خوبم ... بهترین بهترینم ... نگاه کن ... چشم به آسمان دارم ... مرا میبینی؟ آی عشق ... چهره سرخت پیدا نیست ... زیر آواری از مکرها و دروغ ها پنهان است خودت را پنهان نکن زیر این همه دروغ و ریا آشکار باش و مرا نیز پیدا کن ... که گم شده ام ... گم شده ام ... میان تمام تردیدهای با تو بودن ... آی عشق چهره سرخت پیدا نیست ... نمیدونم چرا ... ولی این روزها « واژه مرگ » زیاد به زبانم می آید ... نمیدونم چرا ... اما این روزهای بدجوری «حال و هوای مردن » دارم ...
راستی چقدر هم دلم هوای بارون کرده ... یه بارون که منم پا به پای آسمون گریه کنم ... این روزها حال عجیبی دارم ... حالتی بین خوشی و ناخوشی ... آرومم ولی پریشون ... حال عجیبی است ... این یعنی عشق؟ چه درهم نوشتم ... دلم آشفته است ... مغزم آشفته تر از دلم ... هیچ حال خودم رو نمیفهمم ... ببخشیدم ... برای این همه پراکندگیم 



| Design By : Night Skin |


